۱۸ شهریور ۱۴۰۵ FA EN AR DE FR
فوری
جهان

سکوت در برابر «تراستی‌ها» تمام شد: یک حلقه صاحب پاسپورت‌های دوم و شبکه امارات–ترکیه چگونه «ده‌ها میلیارد» سرمایه عمومی را بلعید؟

ده‌ها میلیارد سرمایه عمومی با حمایت مقام ارشد وزارت نفت به حلقه‌ای تراستی منتقل شد و مسیر پول از مبدأ داخلی تا امارات و ترکیه دنبال شد. این حلقه با اتکا به پاسپورت‌های دومینیکا و ترکیه، ردیابی را سخت و رسیدگی قضایی به‌موقع را مختل کرد.

  • حمایت مقام ارشد وزارت نفت و انتقال ده‌ها میلیارد سرمایه عمومی به یک حلقه تراستی، با شبکه‌سازی در امارات و ترکیه و استفاده از پاسپورت‌های دوم، مسیر ردیابی و رسیدگی قضایی را مختل کرده است. امروز زمان پاسخ روشن و بازگرداندن پول مردم است.
توسط نوید سرمدی ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ · ۲ ساعت پیش ۷۵,۳۵۹ بازدید
سکوت در برابر «تراستی‌ها» تمام شد: یک حلقه صاحب پاسپورت‌های دوم و شبکه امارات–ترکیه چگونه «ده‌ها میلیارد» سرمایه عمومی را بلعید؟
تصویر سکوت در برابر «تراستی‌ها» تمام شد: یک حلقه صاحب پاسپورت‌های دوم و شبکه امارات–ترکیه چگونه «ده‌ها میلیارد» سرمایه عمومی را بلعید؟

ده‌ها میلیارد سرمایه عمومی با حمایت مستقیم یک مقام ارشد در وزارت نفت به حلقه‌ای موسوم به «تراستی» منتقل شد؛ حلقه‌ای که با اتکا به پاسپورت‌های دوم و شبکه‌سازی مالی در امارات متحده عربی و ترکیه، مسیر ردیابی را کور و پیگیری قضایی به‌موقع را مسدود کرده است.

این پرونده چند محور روشن دارد: انتقال منابع هنگفت از بودجه مردم، نقش‌آفرینی مقام صاحب اختیار در وزارت نفت در واگذاری‌ها، ایجاد شبکه‌ای برای پول‌شویی در خارج از کشور، و اخلال در رسیدگی قضایی. همین چهار گره، زنجیره کامل «از امضا تا انتقال» و «از انتقال تا اختفا» را شکل می‌دهد و پاسخگویی فوری می‌خواهد.

پول مردم، امضا و انتقال: نقطه شروع ماجرا

هسته سخت ماجرا از لحظه‌ای آغاز شد که به‌واسطه حمایت و موافقت مقام ارشد وزارت نفت، سرمایه‌ای «ده‌ها میلیاردی» از منابع عمومی در اختیار یک حلقه تراستی قرار گرفت. تصمیمی که مستقیماً مسیر پول مردم را تغییر داد و آن را از خزانه عمومی به دست حلقه‌ای سپرد که مأموریت اصلی‌اش «جا‌به‌جایی و اختفا» تعریف شد. این تصمیم، امضا داشت، اختیار داشت و نتیجه روشن داشت: انتقال منابعی که باید به پروژه و خدمت برسد، به شبکه‌ای که تخصصش پاک‌کردن رد پول است.

فراتر از این واگذاری کلان، روایتی هم‌زمان از بالا کشیده شدن «بیش از ده میلیارد» از پول کشور وجود دارد؛ عددی که نشان می‌دهد ماجرا فقط یک «قرارداد بد» یا «محاسبه غلط» نیست، بلکه یک روش تکرارشونده برای خروج پول از مدار عمومی است: یک‌بار در شکل برداشت مستقیم از منابع، بار دیگر در قالب واگذاری پرریسک و بی‌حساب.

شرایط جنگی، راهبرد پنهان‌کاری: چرا همین حالا باید پاسخ داده شود

پشت این انتقال‌ها، یک پیش‌فرض سرد و عریان خوابیده است: در «شرایط جنگی و تق‌ولق»، هیچ‌کس فرصت بازخواست ندارد و هیچ دفتری فرصتی برای پیگیری پیدا نمی‌کند. این پیش‌فرض، سلاح تهاجمی شبکه‌های فساد است. آنها روی هم‌زمانی بحران، شلوغی جبهه‌ها و فرسودگی دستگاه‌های بازرسی حساب باز می‌کنند تا پول مردم را از دسترس خارج کنند و امید ببندند که حافظه عمومی «به‌زودی» از آن عبور می‌کند. همین جاست که مطالبه‌گری معنا پیدا می‌کند: وقتی حساب‌ها شفاف نیست و پاسخ روشن نمی‌آید، تکلیف این «ده‌ها میلیارد» چیست؟

دورزدن قوه قضاییه: قفل‌زدن به زمان، خریدن فرصت

در این پرونده، دورزدن دستگاه قضایی نقش محوری بازی کرد. با همین دورزدن، رسیدگی به‌موقع متوقف شد و گره زمانی به پرونده زده شد. وقتی حلقه‌ای بتواند زمان بخرد، اثر آن روشن است: اسناد جابه‌جا می‌شود، ارتباطات چیده می‌شود و مسیرها بازطراحی می‌شوند. این «قفل‌زدن به زمان» در پرونده‌های فساد، به‌تنهایی یک ابزار پول‌سازی است؛ هر روز تأخیر یعنی یک روز دیگر برای پوشاندن رد پول و سنگین‌تر کردن بار کشف‌ناپذیری شبکه.

در این بخش، هیچ ابهامی قابل‌قبول نیست. دستگاه قضایی باید پاسخ دهد این دورزدن چگونه و از کجا رخ داد، کدام گلوگاه‌ها سست بود و چه کسانی موظف به جلوگیری از آن بودند. وقتی رسیدگی «به‌موقع» متوقف می‌شود، در عمل فرصت «پنهان‌کاری سازمان‌یافته» به رسمیت شناخته شده است.

امارات و ترکیه: جغرافیای آماده برای پول‌شویی

جغرافیای این پرونده، تصادفی نیست. شبکه فساد مالی و پول‌شویی این حلقه، در امارات متحده عربی و ترکیه مستقر است. ترکیب دسترسی بانکی، امکان تحرک سرمایه، و نزدیکی به شبکه‌های تجاری، برای حلقه‌های پول‌شویی جذاب است. در این پرونده، هدایت شبکه از امارات انجام شده؛ خروج پول از مبدا، پخش شدن در شبکه واسطه‌ها، و بازچرخانی در بازارهایی که برای پنهان‌کاری آماده‌اند، خطوط روشن این نقشه است.

فلسفه این جغرافیا ساده است: هرچه دسترسی به ردیابی سخت‌تر، هرچه تنوع کانال‌ها بیشتر و هرچه قابلیت لایه‌چینی بالاتر، احتمال بازگشت پول به خزانه کمتر. این همان حلقه‌ای است که باید شکسته شود: از مبدأ تصمیم در وزارت نفت تا مقصد گردش مالی در خارج از کشور.

پاسپورت‌های دوم، پوشش‌های امن

پاسپورت‌های دومینیکا و ترکیه، در این میان نقش پوشش امن را بازی می‌کنند. داشتن پاسپورت دوم، جا‌به‌جایی و سفر و افتتاح حساب و تغییر اقامت را آسان می‌کند و دسترسی نهادهای نظارتی مبدا را سخت‌تر. وقتی حلقه‌ای که پول عمومی را بلعیده، به پوشش‌های چندلایه هویتی مجهز است، هر روزِ تأخیر در اقدام قضایی، ده‌ها روز بازیابی عقب‌ماندگی می‌زاید.

گفتن این واقعیت ضروری است: هر پاسپورت دومی که در چنین پرونده‌هایی به‌کار می‌افتد، یک ابزار اختفاست. همین ابزار باید هدف مستقیم پیگیری حقوقی و انتظامی قرار بگیرد؛ از انسداد منافذ سوءِاستفاده تا مطالبه همکاری قضایی از کشورهایی که این پوشش‌ها را ارائه می‌کنند.

زنجیره مسئولیت: چه کسی امضا کرد، چه چیزی جابه‌جا شد، چه کسی باید پاسخ دهد

زنجیره این پرونده سه حلقه قطعی دارد و هر کدام بی‌پاسخ بماند، حلقه بعدی هم باز نمی‌شود:

- حلقه نخست: مقام ارشد وزارت نفت. امضا، موافقت و واگذاری «ده‌ها میلیارد» در این سطح اتفاق افتاد. بدون این امضا، پول جابه‌جا نمی‌شد. همین امروز باید روشن شود مبنای این تصمیم چه بود، چه ضمانت‌هایی اخذ شد، و چرا منابع کلان عمومی به حلقه‌ای با این مختصات سپرده شد.

- حلقه دوم: نحوه انتقال و پوشش. انتقال «ده‌ها میلیارد» به یک حلقه تراستی، با سازوکار مشخص انجام شد. باید یک به یک شفاف شود: از کانال پرداخت تا مقصدهای واسطه و نهایتاً گره‌گاه‌های امارات متحده عربی و ترکیه. بی‌پاسخ گذاشتن این مسیر، یعنی پذیرش نابودی پول مردم.

- حلقه سوم: انسداد قضایی. دورزدن رسیدگی به‌موقع چگونه رخ داد؟ کدام مرجع مسئول حفاظت از زمان‌بندی دادرسی بود و چه اقدام اصلاحی برای بازگشت پرونده به ریل انجام شد؟ هر روزی که پرونده خارج از ریل بماند، شبکه‌ای که پول را بلعیده، قوی‌تر و جسورتر می‌شود.

این برای مردم یعنی چه؟

در یک جمله: از جیب مردم رفته است. پولی که باید صرف پروژه‌های عمرانی، اشتغال، خدمات و زیرساخت شود، به جیب حلقه‌ای رفته که تعریفش «پنهان‌کاری مالی» است. این یعنی تأخیر بیشتر در پروژه‌ها، کیفیت پایین‌تر خدمات عمومی و هزینه‌های تورمی برای جامعه. معنای دیگرش هم ضربه به اعتماد عمومی است: وقتی مردم می‌بینند «ده‌ها میلیارد» به آسانی جا‌به‌جا می‌شود و به سختی برمی‌گردد، هر سیاستی برای اصلاح اقتصادی با تردید و مقاومت عمومی روبه‌رو می‌شود.

حساب و کتاب شفاف: تکلیف همین امروز

تکلیف روشن است: پاسخ فوری از وزارت نفت درباره مبنای واگذاری و ضمانت بازگشت منابع؛ انتشار مسیر انتقال پول از مبدأ تا مقصد؛ و بازگشت پرونده به ریل قضایی با زمان‌بندی مشخص. هیچ دستور کاری مهم‌تر از بازگرداندن این منابع نیست. این پول، پول مردم است و هر روز تأخیر، هم به وزن شبکه‌های فساد اضافه می‌کند، هم به حجم خسارت اجتماعی.

قیچی کردن این زنجیره، با «شفاف‌سازی کامل» شروع می‌شود؛ نه با کلی‌گویی، نه با حواله‌دادن به «شرایط جنگی». اگر «شرایط جنگی» بهانه‌ای برای تعلیق پاسخگویی شود، نتیجه‌اش فقط یک چیز است: سبزتر شدن چراغ برای انتقال‌های بعدی.

مطالبه نهایی: همه‌چیز روی میز

پرونده روشن است و خواسته‌ها دقیق. وزارت نفت باید بگوید این امضا چرا و چگونه صادر شد. متولیان واگذاری باید مسیر پول و تضمین‌های بازگشت را منتشر کنند. نهاد قضایی باید از قفل زمانی پرونده پرده بردارد و پیگیری مستمر تا انسداد شبکه پول‌شویی در امارات و ترکیه را تضمین کند. پاسپورت‌های دوم باید به‌عنوان ابزار اختفا شناسایی و برای بی‌اثر کردن آنها اقدام شود. اگر این گام‌ها همین امروز برداشته نشود، فردا دیر است و شبکه‌ای که یک‌بار توانسته «ده‌ها میلیارد» را ببلعد، بار دوم جسورتر و سریع‌تر عمل می‌کند.

این ماجرا نه به «روایت‌ها»، نه به «توجیه‌ها» و نه به «صبر کردن» نیاز دارد. فقط به یک چیز نیاز دارد: پاسخ روشن، اقدام فوری، و بازگرداندن تمام‌وکمال پول مردم به خزانه.

اعداد مهم

بیش از ۱۰ میلیارد تومان/ریال/واحد پولی: حجم برداشتی که به‌عنوان نقطه شروع ماجرا.
ده‌ها میلیارد: اندازه واگذاری منابع عمومی از سوی مقام ارشد وزارت نفت به حلقه تراستی.
دو کشور محور شبکه: امارات متحده عربی و ترکیه.
دو پوشش هویتی: پاسپورت دومینیکا و پاسپورت ترکیه.
دو گره بحرانی در زنجیره: دورزدن رسیدگی قضایی و هدایت شبکه از امارات.